راهنمای جامع ترس های معمول کودکان در رده های سنی مختلف

بسیار طبیعی است که همه ی بچه ها در برهه ای از دوران کودکی شان، ترس های خاصی داشته باشند. حتی گاهی اوقات شجاع ترین بچه ها هم در برابر ترس هایشان، قلبشان تندتر میزند. هرچه کودک بیشتر درمورد جهان اطرافش آگاهی پیدا میکند، همه چیز برایش پیچیده تر و ترسناک تر میشود. هیچ نگرانی ای درمورد این ترس های کودکان وجود ندارد؛ چون معمولا خود به خود با بزرگتر شدن بچه و افزایش تجربه هایش، از بین میروند. در این میان، پدرو مادر که اغلب میخواهند نگرانی های بچه هایشان را کم کنند، باید بدانند که بیشتر بچه ها در سنین خاصی از بعضی چیزها میترسند.

 مقاله ۵ دلیل مهم برای اثبات نامناسب بودن تنبیه بدنی برای تربیت کودکان را بخوانید

چه زمانی ترس و اضطراب کودک  یک مسئله ی مهم محسوب میشود؟

ترس بخش طبیعی از رشد کودک است. ترس کودک نشانه ای است از اینکه او در حال درک جهان اطراف و عملکردش است و اینکه سعی میکند مفهوم جهان برای خودش را درک کند. هرچه زمان بگذرد و بیشتر تجربه کسب کند، متوجه میشود همه چیزهایی که ترسناک به نظر میرسیدند، درواقع اصلا ترسناک نبودند. آنها همچنین با گذر زمان متوجه خواهند شد که استعداد عجیبی در رویارویی با ترس ها دارند. مطمئنا ترس ها نه تنها برای کودک و نوجوانانی که وحشت ایجاد کرده اند، بلکه برای پدر و مادرانی که به بچه هایشان اهمیت میدهند هم ناراحتی و پریشانی زیادی میتوانند ایجاد کنند.

بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید ترس کودک در سنین خاصی، کاملا طبیعی بوده و به هیچ وجه نشانه ی اختلال نیست. حقیقت این است که واقعا چنین اختلالی به عنوان ترس غیرطبیعی، وجود ندارد، اما بعضی از کودکان و نوجوانان ترس هایی دارند که جدی تر و آزاردهنده تر هستند. حتی ترس هایی که در ابتدا کاملا عجیب به نظر میرسند، به نوعی مفهوم پیدا میکنند.

مثلا کودکی که نمیخواهد از شما جدا شود احتمالا همان تفکر و نظر را درباره ی شما دارد که همه ی ما درمورد عزیزانمان داریم- زمانی که از آنها دور هستید اگر اتفاقی برایتان بیافتد چه میشود؟ کودکی که از بادکنک میترسد، احتمالا ترس وحشتناک و آزاردهنده ای از ترکیدن بادکنک را تجربه کرده است. اگرچه ما میدانیم ترس فقط در آن لحظه است و بعد از بین میرود، اما تهدید به ترس و وحشت برای کودکی که هنوز در حال شناخت جهان اطرافش است، میتواند طاقت فرسا باشد. کافی است به بچه ها یاد بدهید که بادکنک ها تظاهر به سرگرم کردن شما میکنند اما بدون هشدار دادن خشن میشوند و اولین چیزی که باید بدانید، ترکیدن بادکنک است نه سرگرم کردن شما بچه ها.

نگرانی زمانی که باعث ایجاد مشکلی شود- مثلا اگر برای فرزندتان مشکلی ایجاد کند، یک مسئله ی مهم محسوب میشود. اگر به نظر برسد که ترس، رفتارهای کودکتان یا زندگی خانواده (خواب، گردش خانوادگی، کارهای روزمره، رفتن به مدرسه، دوستی) را تحت تأثیر قرار میدهد، احتمالا ترس کودکتان خیلی آزاردهنده شده است و وقت آن رسیده است که بر آن غلبه شود.

چگونه بر ترس کودک غلبه کنیم؟

اگر کودکتان مضطرب است، ممکن است بیشتر در معرض ترس های خاصی قرار بگیرد. این مسئله هم جای نگرانی ندارد. بچه های مضطرب احتمالا بیشتر حساس هستند و ذهنی زیبا و قلبی مهربان دارند. آنها فکر و احساس عمیقی دارند که ویژگی بی نظیری است. ما نمیخواهیم این ویژگی ها را تغییر بدهیم، آنچه که ما میخواهیم این است که جلوی موانع ذهن متفکر و قلب مهربانشان را بگیریم. هدف این نیست که بر تمام ترس های کودک غلبه کنیم، بلکه آنها را کنترل نماییم. شما به عنوان پدرو مادر این بچه ها، در موقعیت خوبی هستید تا به آنها کمک کنید که به تدریج بر ترس هایشان غلبه کنند. درنهایت، صمیمیت بینتان موجب غلبه بر ترس کودک میشود. اول از همه دانستن این موضوع به شما و کودکتان کمک میکند که کودکان دیگر هم مثل شما این جریان ها را تجربه میکنند.

 مقاله  دلایل اوقات تلخی کودکان چیست و چه کاری از دست والدین برای کنترل خشم کودکشان برمی آید را بخوانید

انواع ترس در رده های مختلف سنی کودکان

وقتی به فهرست نگاه میکنبد، به دنبال گروه سنی کودکتان هم باشید. انسان ها مخلوقات کاملا پیچیده ای هستند و ذات انسان تمایلی ندارد تا در حد و مرزهایی که مشخص شده، باقی بماند. این فهرست، ترس های معمول در دوران کودکی و سن معمول برای بروز احتمالی این ترس ها را معرفی میکند. هیچ قاعده و قانونی برای این ترس ها در کودکان وجود ندارد، ممکن است زودتر یا دیرتر ظاهر شوند.

نوزادان و کودکان (۲-۰)

  • صداهای بلند و هر چیزی که ممکن است هوش و ادراک بچه را بیش از حد تحت تأثیر قرار دهد (طوفان، جاروبرقی، مخلوط کن، سشوار، ترکیدن بادکنک، آژیر، تخلیه آب وان، حرکت ناگهانی، پائین گذاشتن خیلی سریع کودک)
  • جدا شدن از پدر و مادر
  • غریبه ها
  • افرادی با لباس محلی
  • هرچیزی خارج از محدوده کنترلشان ( دیدن چند سگ، صدای سیفون توالت، رعد و برق)

کودکستانی (۴-۳)

  • رعد و برق، صداهای بلند (خالی شدن آب وان، رعد و برق، ترکیدن بادکنک، آتش بازی، صدای بلند پارس سگ، قطار) و هر چیز دیگری خارج از درک او
  • هر چیزی خارج از حالت معمول (دیدن عمو با ریش و سبیل جدید، پدربزرگ و مادربزرگ با رنگ موی متفاوت)
  • صداهای ترسناک، لباسهای هالووین، شبح، جادوگر، هیولاهایی که زیر تخت زندگی میکنند، آمدن دزد به خانه، دوست شدن دزدها با هیولاهایی که زیر تخت زندگی میکنند و دست به یکی کردن- و هر چیز دیگری که بر تخیلاتشان دامن میزند
  • چیزهایی که در تلویزیون میبینند یا در کتاب ها میخوانند ممکن است تخیلات واضحی که از قبل داشتند را تشدید کرده و به شکل رؤیای ترسناک دربیایند. ممکن است ترس کودکان از تاریکی و تنها بودن در شب را در آنها ایجاد کند
  • افرادی با لباس عجیب (بابانوئل، خرگوش عید، داستان یا شخصیت های کارتونی)
  • جدایی از پدر و مادر یا دور شدن از افراد یا حیوانات خانگی موردعلاقه شان
  • تاریکی و تنها بودن در شب، خصوصا اگر صداهایی عجیب بشنود یا نور و سایه ای روی دیوار ببینند

بچه های ۶-۵ ساله

  • جدایی از پدرو مادر
  • شبح، هیولا، و جادوگر- و هر چیز دیگری که تخیلات عجیبی که از قبل داشتند را تغییر دهد. همچنین میتواند به عنوان ترس از تاریکی، نمود پیدا کند- چون همه ی ما میدانیم که موجودات ترسناک دوست دارند در تاریکی باشند
  • تاریکی، صداها، تنها بودن در شب، گم شدن، مریض شدن
  • کابوس و خواب های بد
  • آتش، باد، رعد و برق- هر چیزی که به نظر میرسد از جای ناشناخته ای می آید

بچه های ۱۱-۷ ساله

  • هیولا، جادوگر، شبح، سایه های روی دیوار در شب
  • تنها بودن در خانه
  • اتفاقی برای خودشان یا کسانی که دوست دارند بیافتد
  • پذیرفته نشدن، دوست داشته نشدن، یا به طور ناشایسته ای توسط هم سن و سالانشان مورد قضاوت قرار بگیرند (بستن کمربند- این ترس کودک ممکن است تا چند وقت باقی بماند)

نوجوانان ۱۲+

  • هم سن و سالانشان چه فکری درموردشان میکنند
  • خودشان یا عزیزانشان صدمه ببینند، مریض شوند یا بمیرند
  • نحوه عملکردشان در مدرسه و امتحانات، موفق نشدن، رفتن به کالج یا دانشگاه، نداشتن توانایی انجام تکالیف بعد مدرسه.
  • غریبه ها شب به اتاقشان بیایند، جنگ، تروریسم، دزدیده شدن، بلایای طبیعی- و هر چیز ترسناک دیگری که ممکن است در اخبار درموردشان بشنوند
  • درمورد موضوعات شخصی با شما صحبت کردن
  • ترس از دست دادن فرصت ها

مقاله راهکار هایی برای اینکه کودکان به حرف والدین خود گوش دهند را بخوانید

چه کاری برای کودکان انجام دهیم

بازی دالی

این بازی به کودکان یاد میدهد حتی وقتیکه صورتتان ناپدید میشود، شما هنوز آنجا هستید (و چون صورتشان با دیدن شما خوشحال میشود، بازی لذت بخشی است). به کودکتان یاد بدهید که جدایی موقتی است و با مهربانی بروید. ترک کردن اتاق برای مدتی کوتاه را در یک زمان تمرین کنید، بنابراین کودکتان میتواند بفهمد که شما همیشه برمیگردید. با یک دقیقه شروع کنید و سپس وقتیکه آمادگی دارد، برای مدت بیشتری از اتاق بیرون بروید. وقتی میخواهید او را به دست کسی بسپرید، ابتدا برای مدت کوتاهی به دست کسانی که میشناسد، بسپرید و سپس مدت زمان نگهداری را بیشتر کنید.

همیشه خداحافظی کنید

مهمترین کار هنگام ترک کودکان، خداحافظی از آنهاست. هنگامی که حواس کودکتان پرت است، اگر بخواهید خیلی سریع بروید، برای مدتی کوتاه روش آسانی است اما ممکن است کودکتان را به خطر بیاندازد و از پیدا نکردن شما شوکه شود. این ترس که شما به طور ناگهانی ناپدید شوید، ممکن است به ترس های کودک اضافه شود و همچنین خطر کم شدن اعتمادشان به شما را ایجاد میکند. آیا تا به حال روش بوس و خداحافظی را در کارهای روزمره تان با کودکتان انجام داده اید؟

 به آنها بگوئید که میخواهید بیرون بروید، سریع او را ببوسید و بگذارید بداند که بزودی برمیگردید- یا هر کاری که تأثیرگذار است انجام دهید. بعد از مدتی ارزش و اهمیت این روش را متوجه خواهید شد.

چه کاری برای نوجوانان انجام دهیم

اطلاعات زیادی در اختیارشان قرار دهید

حتی اگر کودکان در این سن نسبت به محیط اطراف خود آگاهی داشته باشند، باز هم نمیتوانند همه اتفاقاتی که در جهان جریان دارد را درک کنند. رعد و برق واقعا ترسناک است- غیر قابل پیش بینی است، صدای بلندی دارد و افرادی که ذهن قوی و کنجکاوی دارند، حس میکنند آسمان در حال شکستن است.

کودکانی که هنوز جهان را نشناخته اند، آنقدر برایشان واضح نیست که درک کنند وقتی آب وان خالی میشود آنها به سمت سوراخ وان جذب نخواهند شد. یادآور شویم که آنها هنوز چیزهای زیادی را نمی دانند! تمام اطلاعاتی که مورد نیاز است را در اختیارشان قرار دهید تا بر ترسشان غلبه کنند. هیچ کاری به اندازه صحبت کردن در این سن برایشان خوب نیست، آنها تشنه ی یادگیری هستند. بیشترین بهره را از آن ببرید.

وقتی آنها به دوره جوانی میرسند، شما به آن اندازه باهوش نخواهید بود! پس حس کنجکاوی شان را گرامی داشته و آن را تقویت کنید. آنها به شنیدن درمورد جزئیات هرآنچه که میدانید، علاقه دارند. شما قهرمان آنان هستید و اگر کسی بتواند از چیزی سر دربیاورد، آن شما هستید.

آنها را با جهان اطرافشان روبرو کنید

بعضی از کودکان چیزهای جدید را دوست دارند و میخواهند آنها را امتحان کنند و با هر کسی صحبت کنند. دیگران زمان بیشتری برای سرشوق آمدن، صرف میکنند؛ اما این کودک است که به سمت ناشناخته ها میرود، انگار تنها کاری است که باید انجام دهد، به تدریج آدمها و چیزهای جدید را به آنها نشان دهید. مسائل بسیار زیادی برای یادگیری وجود دارد و هنگامیکه به بچه ها آزادی برای نشان دادن توانایی هایشان داده میشود، با هوش خودشان کار درخشانی انجام میدهند. 

بازی

بازی بخش مهمی در آگاهی نسبت به جهان است. بیشتر بازی ها درحقیقت مروری بر زندگی واقعی هستند. اگر کودکتان از چیزی میترسد، طی بازی آنها را با ترس هایشان آشنا کنید. در این صورت بچه ها میتوانند مسئول نگرانی های خودشان باشند، چه با جاروبرقی بازی کنند (به پریز وصل نباشد)، چه بودن هیولا یا یک هیولا را به عنوان حیوان خانگی داشته باشند. به بچه ها ایده بدهید اما بگذارید خودشان انتخاب کنند. بچه ها طی بازی کردن میتوانند واکنش هایشان و حالتهای مختلف را تمرین کنند و از یک فاصله ی مطمئن با چیزهای ترسناک احساس راحتی کنند.

مراقب باشید که حساسیت بیش از حد نشان ندهید

تأیید کردن احساسات کودکتان از اهمیت زیادی برخوردار است اما همچنین حساسیت بیش از حد نشان دادن به ترس کودک هم مهم است. اگر هروقت که کودکتان ترسید او را در آغوش بگیرید، ممکن است ناخواسته بر آن ترس دامن بزنید. به جای راحتی بیش از حد بعد از مشخص کردن ترس کودکتان، در سطح آگاهی اش با او صحبت کنید- آن بادکنک وقتی ترکید تو ترسیدی، مگر نه؟

اجتناب نکنید

کاملا طبیعی است که یک پدر و مادر با محبت بخواهند از کودکشان در برابر احساس ناخوشایندی که همراه با ترس دارد، محافظت کنند. گاهی اوقات متوجه میشوند مثل اینکه تنها راه محافظت از کودکشان، حمایت از او در برابر هرچیز ترسناکی است. در کوتاه مدت تأثیر خوبی دارد اما این حمایت اگر ادامه دار شود، دیوار ترس کودک را بلندتر میکند. هرچه بیشتر از آن ترس دوری کنید، این دوری بیشتر به عنوان تنها راه حس امنیت کودک شناخته میشود. همچنین کودکتان فرصت فهمیدن اینکه به اندازه کافی قوی، انعطاف پذیر و باتدبیر است که بتواند از عهده ترسش بربیاید را از دست میدهد. نکته ی مهم برای کودکان این است که یاد بگیرند کمی سختی کشیدن مشکلی ایجاد نمیکند و نشانه ای است از اینکه آنها در حال شجاع شدن هستند- و اینکه آنها آنچه که برای غلبه بر ترس کودک نیاز است را در درونشان دارند.

بگذارید خودشان با اطمینان خاطر ترسشان را کشف کنند

به آرامی باید ترسش را به او نشان دهید، به روشی که بتواند حس کند که انگار میتواند ترسش را کنترل کند. اگر کودکتان از جاروبرقی میترسد، وقتی جاروبرقی به پریز وصل نیست آنرا به کودک نشان دهید تا کشفش کند. اگر کودکتان از سگ میترسد در کتاب، فیلم، از ویترین فروشگاه حیوانات خانگی و از پشت حصار، سگ را به او نشان دهید.

به تدریج و مرحله به مرحله این کار را انجام دهید، از چیزی که کمتر از همه میترسد شروع کنید (شاید یک عکس از سگ) و به آرامی با ترسی که بیشتر از همه او را آشفته میکند، روبرو کنید (دست زدن به یک سگ واقعی). شما هرچه بیشتر بتوانید به آنها کمک کنید تا حس قدرت و کنترل اطرافشان را داشته باشند، بیشتر حس شجاعت میکنند.

اطمینان خاطر بیش از حد به او ندهید

اگر کودکتان ترس واقعی دارد یا کمی دلشکسته است، هیچ چیز مثل نوازش و قوت قلب دادن به او نمیتواند مطمئنش کند. اگر اطمینان خاطر بیش از حد شود، تأییدی است بر اینکه چیزی برای نگرانی وجود دارد. همچنین فرصت افزایش دادن اعتماد به نفس و توانایی خودآرامسازی شان را از دست میدهند.

هر کودکی توانایی پیدا کردن ارتباط میان تفکرات مضطرب و واکنش شجاعانه را دارد. دور از انتظار نیست که خودداری از اطمینان خاطر دادن به بچه ها میتواند در بسیاری از موارد سخت باشد، خصوصا وقتی تمام کاری که میخواهید انجام دهید این است که کودکتان را در آغوش بگیرید و از او در برابر جهانی که حس میکند ترسناک است، محافظت کنید.

روش مناسب این است که کودکان را در مسیری قرار دهید تا برای پیدا کردن قدرت و توانایی برای کنترل ترس یا اضطرابشان، قوی شوند. به آنها اطمینان خاطر دهید سپس به آنها یادآوری کنید که پاسخ را میدانند یا از روی محبت به آنها راه پیدا کردن پاسخشان یا مدرکی برای حمایت از نگرانی هایشان را نشان دهید. بگذارید بدانند که شما راهی که آنها برای فهمیدن این موضوعات پیش رو گرفته اند را قبول دارید.

علائم فیزیکی ترس کودک را بدانید

ترس کودک ممکن است در رفتار فیزیکی نیز نمایان شود. بچه ها ممکن است دست های لرزان داشته باشند یا دائما انگشت شصت یا دیگر انگشتانشان را در دهان بگذارند و یا تیک های عصبی بگیرند. این کارها در پاسخ به احساساتشان، با علائم فیزیکی ظاهر میشوند- ترس، ناامنی، عدم اطمینان. 

کارهای لطیف و دوستانه، جهان را دوست داشتنی تر میکند

اسباب بازی یا هر وسیله خاص دیگری که کودکتان دوست دارد را همیشه همراهش داشته باشید. اگر اسباب بازی هایش را بیاورید، او هم زود آماده شده و می آید. پتوی بچه یا هرچیز دیگری که بچه به آن خو گرفته است، اغلب پلی میان آشنا و ناآشناست و بنیانی قوی که براساس آن اعتماد به نفس پیدا میکند و به توانایی خودش اعتماد میکند تا با چیزهای جدید و ناآشنا ارتباط برقرار کند را شکل میدهد.

همراه با آنها تلویزیون نگاه کنید یا کتاب بخوانید

اگر میتوانید برای فهمیدن طرز تفکر آنها درمورد آنچه که میبینند، با آنها برنامه های تلویزیونی ببینید. بعضی از بچه ها هرچیزی که میبینند را میپذیرند اما بچه های دیگر آنرا به کابوسی شگفت انگیز اما وحشتناک یا به افکاری واضح تبدیل میکنند که بسیار غیر قابل تحمل است.

به خاطر داشته باشید که بچه ها نگاه میکنند

شما هر کاری که انجام میدهید، بچه ها میبینند. اگر ببیند شما از سگ میترسید، به راحتی یاد میگیرند که همین عکس العمل را نشان دهند. ولی به خاطر داشته باشید که اگر بر ترس کودکان تأثیر بگذارید، میتوانید بر شجاعت آنها هم تأثیرگذار باشید.

ترس کودک را تأیید کرده و بگذارید آن را به زبان بیاورد

بگذارید کودکان درمورد ترس هایشان صحبت کنند. هرچه بیشتر بتوانند این کار را بکنند، بیشتر قادر خواهند بود تا از احساساتی که به هیچ وجه برایشان معنی ندارد، بهره ببرند. صحبت کردن درمورد احساسات، نیمکره ی چپ حقیقی مغزتان را به نیمکره راست عاطفی مغزتان، متصل میکند. وقتی ارتباطی قوی میان نیمکره راست و چپ وجود داشته باشد، بچه ها به جای اینکه با احساساتی روبرو شوند که به هیچ وجه برایشان معنی ندارد، شروع به درک تجربه های خود میکنند.

هرگونه رفتار شجاعانه ای را تصدیق کنید

چون بچه ها همیشه دوست دارند قهرمان شما باشند و به آنها یاد میدهد که میتوانند خودشان باشند.

و در نهایت…

همیشه وقتی ترس ها به خانه می آیند و خود را جلوی بچه هایتان قرار میدهند، نگران کننده است. هرچند غالبا ترس کودک نشانه این است که وی دقیقا همانطور که باید در مسیرش قرار گرفته است. جهان حتی برای بزرگترها هم میتواند یک مکان گیچ کننده باشد. البته گاهی اوقات ترس میتواند منجر به دوری سالم از مار، عنکبوت و عبور از خیابان شلوغ شود.

اگرچه گاهی اوقات ترس میتواند تحمیل شدیدی باشد که ترسناک تر از آنچه که هست خود را نشان دهد. ترس ها اثباتی بر این هستند که فرزندتان در حال کسب آگاهی بیشتر درمورد جهان، قوی کردن ذهنش، افزایش درک نسبت به جهان و اینکه جهان چه معنایی برایشان دارد و همچنین یادگیری درمورد توانایی کودک برای مقابله با ترس میباشد. هرچه بیشتر درمورد جهان تجربه کسب میکنند، میفهمند چیزهایی که ترسناک به نظر میرسیدند، چندان ترسناک نیستند و در این زمان با درک و برخی رفتارهای شجاعانه میتوانند با شجاعت در مسیری که ممکن است به هرصورتی متزلزل شوند، قدم بگذارند.

مقاله چه کار کنیم وقتی فرزندانمان دائما با یکدیگر دعوا می‌کنند را بخوانید